قبل از شروع- خواندن مقدمه ای کوتاه در مورد بیماری شیزوفرنی یا جنون جوانی خالی از لطف نیست. کسانی که با عوامل و عوارض این بیماری آشنایی دارند میتوانند بروند بر سر اصل ادامه مطلب:
روانگسیختگی، یا اسکیزوفرنی (شیزوفزنی Schizophrenia)، بیماری روانی است که اصطلاح آن توسط اوگن بلولر از ترکیب دو کلمه یونانی shizein (دو نیم کردن، σχίζειν) و phrenos (فکر و اندیشه، φρήν) ایجاد شدهاست. این بیماری دارای عوارضی همچون عدم ارتباط منطقی در رفتار و گفتار، انزوا و گوشه نشینی بیش از حد و هذیان و توهم است. اسکیزوفرنی همراه با پارانویا و مانیا به عنوان سه نوع مهم روانپریشی(پسیکوز) به شمار میروند.
. نشانههای حرکتی روانی:
افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گاه نشانههای روانی حرکتی نیز بروز میدهند، مثل حرکات عجیب، شکلکهای تکراری، و ژستهای نامعمول. به نظر میرسد که این ژستهای غیرعادی معولا نوعی منظور شخصی برای فرد بیمار دارند، مثل نوعی آیین یا جادو.
از مهمترین عوارض این بیماری توهم، عدم ارتباط منطقی در کلام، حیران شدن و گمگشتگی در زمان و مکان، گیج و منگی، بهت و مات زدگی و فراموشی است.
این بیماری اکثراًً در سنین حدود ۱۹ تا ۲۱ سالگی رخ میدهد. بیماران تصاویری را میبینند و صداها، بوها و مزههایی را احساس میکنند که واقعی نیستند.
علایم این بیماری در گذشتههای دور نیز شناخته شده بود. ولی پیشینیان تعبیرهای اسطورهای برای آن داشتند. پیشینیان میگفتند دیوانه کسی است که دیو را میبیند و مجنون کسی است که جن را میبیند. این همان شیزوفرنی است. شیزوفرنی نوعی از بیماری است که بیمار موجودی را میبیند که دیگران نمیبینند و مردم به این دلیل که آن موجود مورد ادعا را نمیبینند به فردی که آن موجود را میبیند مجنون یا دیوانه میگویند. به این بیماری در قدیم دیوانگی یا جن زدگی میگفتند.
و......

مطالب بیشمار زیادی در این زمینه وجود داره و ممکنه که هر کدام از ما در زندگی به این افراد برخورد کرده باشیم.
یکی از همکاران بسیار موفق من مبتلا این بیماریست و البته به دلیل درمانهای خوبی که شروع کرده اند تا حد زیادی توهماتش کنترل شده و تا کنون مشکلی برای خودشان و دیگران ایجاد ننموده اند.
اما برگردیم به سوال اول چرا شیزوفرنی ؟ و اصولا شیزوفرنی چه ربطی به وبلاگ نویسی دارد؟
مدتی بود که اوقات فراغتم را به وبلاگ نویسی می گذراندم http://love2life.blogsky.com/ و از این طریق دوستان خیلی خوب و فهمیده ای یافتم تا اینکه با شخصی در این میان آشنا شدم به نام ژانوس که وبلاگهای متعددی داشت - بیش از ۱۰ وبلاگ به نام خودش و چندین وبلاگ با نامهای مستعار - و خیلی هم ادعای احترام و ادب و محبت داشت. و البته جالبتر این بود که از این وبلاگهای مستعارش برای خودش هم کامنت می گذاشت!!!
خلاصه اینکه تبادل کامنت و لینک بین ما برقرار شد. مدتی گذشت و با چند نفر دیگر از دوستان ژانوس که زیاد در وبلاگش رفت و آمد داشتند آشنا شدم. دوستان خوبی بودند و جمع صمیمانه ای بود.
تا اینکه نشانه های مشکوکی از شیزوفرنی را در این شخص و شخصیت مضحکش دیدم اما خوب! به روی خودم نیاوردم...
تا اینکه دونفر از دوستان با زبان بی زبانی به من گفتند که این بنده خدا دوشخصیتیه و شخصیت دومش بسیار بی ادب و وقیح هست
تازه اینجا بود که موضوع برای من جالب شد! مخصوصا اینکه میدیدم خیلی های دیگه مثل من در ابتدای آشنایی با ایشان تصور یک شخصیت ادبی منحصر به فرد !!! از ایشان دارند!
تا اینکه در یکی از پست ها در وبلاگ خیزران http://www.kheyzaran.blogsky.com/ ایشان این جمله قصار را بیان فرمودند که:
ارزش شخصیت هر انسان به تعداد !!! کلماتی است که میداند !!!
خوب این جمله قصار باعث شد که یک بحث منطقی میان ما آغاز شود.
من خیلی سعی کردم با بیان آرام و لطیف بحث را ادامه بدهم اما خوب یک انتقاد ساده من باعث شد که شخصیت دوم این شخص نمایان شود.
از شدت عصبانیت و خشم خودش را نابود کرد.
من از این اتفاق بیشتر از هر چیزی برای خودش ناراحت بودم که کاش تا این حد بیماری اش شدت نمی یافت . واقعا اگر میتوانستم و دسترسی به ایشان داشتم حاضر بودم ایشان را به هزینه خودم بفرستم MRI تا سریعتر تشخیص داده بشه و درمان جدی شروع بشه اما نشد!
ویرانگری و خشم و نفرت و کینه و آتش ایشان تا چیزی حدود دوماه تداوم پیدا کرد. خیلی جای تاسف داشت
اما کاری از دست من بر نمی آمد.
چندین هفته در وبلاگ خودش فحاشی کرد !
من سکوت کردم 
در وبلاگ خودم مرتب برای من کامنتهای رکیک گذاشت ... سکوت کردم
یکی از دوستان خودش به نام م خیلی محترمانه ازش خواست که دست بردارد و بیش از این خودش را ضایع نکند اما تازه با اون هم دشمن شد... و به اون هم توهین کرد!
در وبلاگ دوستان مشترکمان کامنتهای رکیک و وقیح گذاشت و جالب اینجاست که صاحبان آن وبلاگها ناچار به تایید آن کامنتها بودند و از طرفی برای من کامنت می گذاشتند وابراز شرمندگی می کردند و کاملا روشن بود که همه حیرت زده شده اند از این همه وقاحت کسی که خودش را سربلند در عرصه ادبیات!!! می دانست. نوشته زیر بخشی از کامنت یکی از دوستان مشترکه که برای من گذاشته بود:
"...ولی این داستان کدو که در وبلاگ من هم هست
این ترس را به ادم القا می کند که نکند کار به جاهایی از این مفتضح تر هم برسد
نازنین خواهرم
من هر پیامی را که خصوصی فرستاده نشده باشد برای احترام به کامنت گذار باید تایید کنم
کامنت شما را هم بعد از اینکه گفتی تائید کردم
ولی به خاطر این کامنت های آخر که واقعا روی تائیدش را ندارم
مجبورم
خودم را یک جایی گم و گور کنم
ببخش اگر چیزی را تائید می کنم
صحت یا اشتباه بودن ان را به شعور خوانندگان عزیز واگذار می کنم
و می دانم که
همه ی دوستان که از ابتدا شاهد این جریان بودند
می دانند حق با کیست؟ "
" بابا این ژانوس انگار زده به سرش!!! چرا اینجور خودشو ضایع کرده
جوابشو نده ارزش نداره"
باز هم سکوت بهترین چاره بود که شاید آتش این مرد را خاموش کند اما ...
وبلاگ دیگری ساخت و در آن شروع کرد به فحاشی

سکوت کردم
در وبلاگهای متعددش با نام خودش و نامهای مستعارش فحاشی کرد
سکوت کردم
به یکی از بهترین دوستان خودش به نام م توهین کرد و عداوت را تا نهایت برد تا جاییکه ایشان وبلاگ قبلیش را حذف کردو آدرس دیگری انتخاب کرد و ...
سکوت کردم
چرا سکوت کردم؟
چون من به وضوح میدیدم که تمام این فحاشی ها ناشی از بیماریهای جنسی و بیماری شدید شیزوفرنی خودش بود و در واقع او خودش را به لجن کشید.
بسیاری از دوستان محترمش که زمانی نام استاد به او بسته بودند او را ترک کردند و برای من کامنت گذاشتند که: سکوت کن و تو سر این رشته را رها کن و یکی دوتاییشون هم بعد از اینکه م وبلاگش را حذف کرد ، وبلاگشان را حذف کردند یا به نوعی برای همیشه از نوشتن دست کشیدند.
و کوچ کردند به جایی بهتر! که امثال این بیماران طمعکار حضور نداشته باشند.
خلاصه اینکه آتش شعله ور این شخص همچنان در حال شعله کشیدن است و از آنجایی که من خودم باعث شدم که از چهره کریه و زشت و متعفن این شخص پرده برداشته شود تصمیم گرفتم وبلاگی در این زمینه بزنم و گاهگداری اگر فرصت خالی یافتم به معضلات این بیماری بپردازم.
چند نمونه از کامنتهای ایشان را قبل از عود بیماری شیزوفرنی و بعد از عود بیماری جهت آشنایی دوستان عزیز قرار میدهم:
(توضیح: این کامنتها را ژانوس در وبلاگ من (گفتی دوستت می دارم و قاعده دگیر شد) برای من گذاشته . چند تا از این کامنتها را تایید کردم و چند کامنت آخر را به دلیل اینکه نمی خواستم در محیط صمیمانه آن وبلاگ این چرندیات وجود داشته باشد تایید نکردم و اینجا جهت آشنایی شما با ابعاد خطرناک و خنده داراین بیماری کپی کرده ام)
قبل از عود بیماری شیزوفرنی:
1)
اگرتو درمیان بغضت که می آید ومیرود به سرگشتگی آهوئی سرگردانی وصدای گام اورادردهلیزهای روحت میشنوی به فراموشی دل مبندکه فراموشی نقطهی آغاز یادآوریست هم اکنون خنیاگری میخواند:"بیمارخنده های توام بیشتربخند!!!"چه فرق میکندومگرنه اینکه این خودقصه دل پرخون دیگریست!؟
آشنا وبیگانه رارهاکن درمن منیست که من نیست تنهاراه مانده است تاوان بزرگ عبورازمرزتنهائی شمشیر اتللو است بی جانان رارها کن به سوی یگانه ترین یار درونت رواو شمشیر بی بدیل "اتللو"است که به تو زندگی ومرگی باشکوه هدیه میکند بی هیچ شرمی بزرگش بداردیرگاهیست که تنها مشام زنانه بوی تحقق آرزوهای محال رااز جامهی مردان بزرگ مشمند
وانگشت ِلب ِدل ِآنها قادراست دانه های مروارید تسبیح کلام مردانه را
شماره کند.
شما به خاطر مرصعکاری زیبایتان سزاوارستایشید،خجلت را حواله ی آشنایان وغریبه های ابله کنید.
باادب واحترام
خیزران
2)
ملکهی بادصبا
سرچشمهی خوش رودآبی
شب که دررویاهاومستی هابین خواب وبیداری
چشم ِخسته ازبی خوابی میگشودم ومیبستم
ازرقص پرده های آبی ودامن ارغوانی زنانه
که درنسیم خنک پائیزی درهم میپیچیدند
درآن رنگ دلچسب بنفشآبی که ازآوندهای همیشه سبزخیالم
میگذشت درک حضورزنانه که سرمست ازبادهی کنجکاوی ازپنجره میگریخت دشوارنبود،
که عطرگیج کنندی گیسووتن ِطناز
وخوی خوش زنانهدرکشورمن که زن رامظهرهمهی زیبائی هامیشناسند
هربارکه می آمدی ومیرفتی
وبیائی وبروی
قابل درک برای
پادشاه پادشاهان
بوده ای وهستی
چه زنی که قادراست ازراه کلام به دل راه برد
شایستهی ستایش است
خیزران
بعد از عود بیماری شیزوفرنی:
1)
مینا جون
دوستی میگفت مینا لغت وشعرومعرش تموم شدهدیگه چیزی نداره بنویسه لاجرم ئنبال بهانه میگرده که وبلگشو ببنده خیال میکنه بانوشتن داستان این زن که همه ی خبرگزاریها نوشتنش یه کارعجیب وغریب کرده که اگه فردا درشو تختاه کرد بهانه داشته باشه
من اینقده ناراحت شدم که نگوووو
2)
مینا جون این کامنتیه که برام فرستادی
سحر رومی عزیزم برای همیشه از بین ما رفت
(خودم:من قضیه سحر رومی و مینا منصوری را نفهمیدم و به این نتیجه رسیدم که این قسمت از این کامنتها هم بخشی ار توهمات ژانوس هست چرا که در چندین کامنت دیگر ادامه پیدا کرد)
http://www.yaveh-gooyan.blogsky.com/
مینا
http://minamansouryyy.blogfa.com
IP: 85.133.186.209
جمعه 29 آذر 1387 ساعت 22:24
3)
واقعا چیزی که دنبالشی خیلی گرونه یه ذره اش دها میلیونه بایدبری سراغ ارزون ترش البته کدوروهیچوقت فراموش نکن عزیزم
درضمن یارو گفت بت بگم :
برواین دام برمرغ دگرنه نهادیدنی
البته شوخی میکرد جدی نگیر
درضمن این لینک کدورو هیچوقت ازیادنبری
شبهای خوشی برایت می آرزویم آرزوئیدنی
بای
4)
(از این کامنت به بعد با نام مستعار کدو واسه من کامنت گذاشته احتمالا در توهماتش کدو هم زیاد میدیده
)
کدو
http://abzaremina.blogsky.com
IP: 85.185.230.65
شنبه 30 آذر 1387 ساعت 12:45
شطرنج سرنوشت
می نا خانوم
این کامنتیه که برام فرستادی:
سحر رومی عزیزم برای همیشه از بین ما رفت
http://www.yaveh-gooyan.blogsky.com/
مینا
http://minamansouryyy.blogfa.com
IP: 85.133.186.209
جمعه 29 آذر 1387 ساعت 2
یادت هست ازمن پرسیدی:(پتیاره چه معنی دارد؟)
جوابش رابرایت نوشتم.نمیدانم که یادگرفتی یانه
ولی میدانم بین روان آدمها ونادانسته هائی که وانمودمیکنندنمیدانند
رابطهی مرموزی وجوددارد
5)
کدو
( بچه اینجا اونقدر هول شده که غلط نوشته
)
http://abzaremhna.blogsky.com
IP: 85.185.230.65
یکشنبه 1 دی 1387 ساعت 15:18
شطرنج سرنوشت
مینا جون
این کامنته که دادی
سحر رومی عزیزم برای همیشه از بین ما رفت
http://www.yaveh-gooyan.blogsky.com/
مینا
http://minamansouryyy.blogfa.com
IP: 85.133.186.209
جمعه 29 آذر 1387 ساعت 22:24
6)
خواسته بودی برایت چیزی بیابم که به سردرمبرز ؛(گفتی دوستت دارم اما چی جوری شد که اینجورشد؛)بچسبانی
دراین مقال بس تعقل وتفکروتامل کردم ودرسایرمصادرباب تفعل غورنمودم تارسیدم به تخیل وموضوع بیخ یافت وبیخ مرابه یاد میخ انداخت که دانم مقصدومفصودتوست.بنابراین آنچه رفع حاجت توکند از اختلاط لسان انگریزی وتازی برایت فرستادم
امیداست تورا مفید فایدتی باشدوآبی که برآتش درونت کارسازی کند
I can find what I want only
Tahtol batnol hemar***
of course I wont never forget the precious Kadoo
***ترجمه ی فارسی:
تحت الیطن الحمار
کدو
http://abzarekaremina.blogsky.com/
IP: 85.185.230.65
سه شنبه 10 دی 1387 ساعت 21:19
خب قضاوت با شما 
(قسمتهایی که زیر آنها خط کشیده شده برای سهولت در بررسی انواع بیماری های شدت یافته در این شخص است)
خداوند همه بیماران را شفا دهد دادنی! (التماس دعا)
ادامه دارد...
ادامه مطلب ...